جار و مجرور
خوب است قبل از پرداختن به آن، معادل آن را در زبان فارسی بیابیم.
ما در زبان فارسی بسیاری از حروف را به کار می بریم مانند: از ، به ، برای ، در و ... امّا از این حروف تنها با همین نام یاد می کنیم و کاربرد آن ها نیز ایجاد ارتباط میان جملات می باشد.

امّا در عربی این حروف کاربرد دیگری نیز دارند و آن این است که حرکت کلمه ی پس از خود را تبدیل به کسره می کنند و لذا به این حروف، حروف جر می گویند و کلمه ی پس از آن ها مجرور نامیده می شود.
اکنون به انواع حروف جر دقت کنید:
" مِن ( از ) ، إلی ( به سوی ) ، علی ( بر ) ، فی ( در ) ، اللّام ( برای ) و ... " می باشد.
حروف " من و إلی و علی و فی " حروفی هستند که بعد از آن ها اسم قرار می گیرد امّا " اللّام " می تواند پس از آن فعل نیز بیابید.

برای تطبیق بیشتر قواعد به تمارین زیر دقت کنید:
-جاء علیُّ ... المدرسةِ و دَخَلَ ... البیتِ ( مِن ، فی / فی ، مِن / علی ، إلی )
دقت به معانی حروف می تواند شما را در انتخاب گزینه ی صحیح یاری کند.
![]()
کتبت ، مریمُ رسالةً ... أبیها ( علی ، إلی ، مِن )
- سأل التلمیذ سۆالاً ... معلّمِه و طلب ... ه الإجابة ( فی ، ب / مِن ، فی / مِن ، مِن )
![]()
جلست الأمُّ ... الکرسیّ و أرضعت طفلها ( مِن ، لِ ، علی )
- شهد الولدُ الشجارَ ... فوق الأسوار ( مِن ، علی ، لِ )
![]()
ربُّکُم أَعلَمُ ... ما ... نفوسکم ( اسراء – 25 ) ( ب ، فی / مِن ، ب / فی ، ب )
( پروردگارتان به آن چه در درون شماست آگاه تر است )
![]()
اللّه الذی رَفَعَ السَّمواتِ ... غیرٍ عَمَدٍ تَرَونَها ثمَّ استوی ... العَرشِ (رعد – 2 ) ( علی ، بِ / ب ، علی / مِن ، علی )
( خداوند همان کسی است که آسمان ها را بدون ستونهایی که بتوانید آن ها را ببینید، برافراشت پس بر عرش قدرت قرار گرفت )
![]()
و سَکَنتُم ... مساکِنِ الَّذینِ ظلموا أنفُسَهم ( ابراهیم – 45 ) ( من ، إلی ، فی )
( در منازل کسانی که به خویشتن ستم کردند ساکن شدید )

فَاصدَع ... ما تُومَرُ وَ أَعرِض ... المُشرِکین ( حجر – 94 ) ( ب ، عن / عن ، ب / من ، فی )
( به آن چه مأموریت داری عمل کن و از مشرکان روی گردان )

أنزَلَ ... السّماءِ ماءً ( رعد – 17 ) ( علی – ب – مِن )
( خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد )
نکته : برخی از افعال هستند که با یک حرف جر مخصوص معنای مخصوصی به خود می گیرند مانند: " عَرَضَ عَن " که به معنای " رویگردان شدن " است حال آن که این فعل به تنهایی و بدون حرف جر " عن " به معنای " آشکار شدن " می باشد.

إنّما أنت منذورٌ و ... کلّ قومٍ ماد ( رعد – 7 ) ( إلی ، لِ ، بِ )
( تو فقط بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت گری است )

و ما لَنا أَلّا نَتَوکَّلَ ... اللّهِ و قد هَدانا سُبُلَنا ( ابراهیم – 12 ) ( علی ، ب ، مِن )
( و چرا بر خدا توکل نکنیم با اینکه ما را به راه های سعادت رهبری و هدایت کرده است ؟ )

هذا بلاغٌ ... النّاس و ... نیذروا به و ... یعلموا أَنّما هو إلهٌ واحدٌ و ... یَذَّکَّروا اوُلو الألباب ( ابراهیم – 52 )
( لِ ، لِ ، لِ ، لِ / مِن ، لِ ، ب ، لِ / ب ، لِ ، من ، علی )
( این ( قرآن ) ابلاغی برای عموم مردم است تا به وسیله ی آن انذار شوند و برای اینکه بدانند او خدای یکتاست و برای این است که خردمندان پند گیرند )

وَ تَری المُجرِمینَ یَومَئِذٍ مٌقَرَّنین ... الأصفاء ( ابراهیم – 49 ) ( إلی ، فی ، مِن )
( در آن روز مجرمان را با هم در غل و زنجیر می بینی )

وَ خفِض ... هما جَناحَ الذُلِّ ... الرَّحمَةِ و قل ربّ ارحَمهٌما کما رَبََانی صغیراً ( اسراء ، 24 ) ( من ، ل / علی ، مِن / ل ، من )
( پرو بال تواضع خویش را از روی محبت و لطف در برابر آنان ( پدر و مادر ) فرود آر و بگو : پروردگارا !
همان گونه که آن ها مرا در کودکی تربیت کردند مشمول رحمتشان قرار ده )

و کلّ إنسانٍ أَلزَمناه طائِرَهُ ... عُنُقِه و نُخرِجُ ... ه یوم القیامةِ کتاباً یلقاه منشوراً ( اسراء – 13 ) ( مِن ، ل / علی ، فی / فی ، ل )
( هر انسانی ، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم و روز قیامت نامه ی اعمالش را برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند )

أُنظَر کَیفَ فَضَّلنا بَعضَهُم ... بعضٍ و ... الآخرةِ أَکبَرُ دَرَجاتٍ و أَکبَرُ تَفضیلاً ( اسراء – 21 ) ( علی ، لِ / لِ ، علی / مِن ، علی )
( ببین چگونه بعضی را بر بعضی دیگر برتری بخشیده ایم. درجات آخرت مهمتر و برتری هایش بشتر است) .